کد خبر: ۸۱۸۶۱
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۴۰۰ - ۰۹:۴۷

بحران اوکراین؛ آیا جنگ سرد دوم آغاز شده است؟

بحران اوکراین؛ آیا جنگ سرد دوم آغاز شده است؟ اینکه بحران اوکراین مقدمه آغاز جنگ سرد دیگری است یا خیر، به توفیق یا شکست دیپلماسی در حل آن بستگی دارد. با این حال نمی توان منکر سرمایی شد که می تواند مغز استخوان جامعه بین الملل را بسوزاند.

به گزارش آرانیوز، جمله «اکنون در خطرناک‌ترین دوران از زمان پایان جنگ سرد به این سو به سر می بریم» را «جوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، سه شنبه گذشته با توجه به بالا گرفتن تنش‌ها در مرز روسیه-اوکراین به زبان آورد. جالب آنکه بورل همان مقام اروپایی است که در خرداد ۹۹، به دولت پکن اطمینان داده بود که اروپا قرار نیست به هیچ نوعی از جنگ سرد با چین دست بزند. با این اوصاف، دغدغه‌ها پیرامون گرفتار شدن در دوره جدیدی از جنگ سرد، از مدت‌ها پیش از آغاز بحران اوکراین، گریبانگیر سران کشورهای جهان به ویژه آنهایی شده که در حد فاصل انتخاب میان هژمون کهنه آمریکا و قدرت نسبتاً نو ظهور چین گیر افتاده‌اند.

تفکر مبتنی بر جنگ سرد مانع از دیدن فرصت‌های همکاری و پیش داوری درباره هر پیشنهادی می‌شودجنگ سرد به دوره مشخصی بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۹۱ اطلاق می‌شود که طی آن رفته رفته اتحاد موقت ایالات متحده و شوروی سابق که در سایه مبارزه با آلمان نازی به دست آمده بود، رنگ باخت و بسط قدرت نظامی و کشمکش‌های سیاسی منجر به صف آرایی کشورهایی شد که بسته به موقعیت ژئوپلیتکی و ایدئولوژیکی خود، جانب واشنگتن یا مسکو را نگه داشته و به تقابل جویی با یکدیگر روی آوردند. از آنجا که در این بازه زمانی هرگز میان نیروهای آمریکا و شوروی سابق درگیری نظامی مستقیمی پیش نیامد، برای توصیف آن به اصطلاح جنگ سرد استناد می‌شود.

اکنون سوال این است که با توجه به هشدار مقاماتی مانند بورل، آیا بحران اوکراین مقدمه آغاز یک جنگ سرد جدید است که درهای تعامل و همکاری را به روی سران کشورهای صاحب ادعا در عرصه قدرت می‌بندد؟

در پاسخ باید گفت دولت‌هایی که اسیر تفکر مبتنی بر جنگ سرد می‌شوند درباره هر درگیری بیش از آنچه که باید اغراق کرده و ادعا می‌کنند که اوضاع از آنچه به نظر می‌آید خراب‌تر است. برای مثال، در حالی که منابع نظامی و اطلاعاتی اوکراین و حتی «ولودیمیر زلنسکی» رئیس جمهور این کشور، تلاش می‌کنند ضریب دیپلماسی را در تعامل با مسکو بالا ببرند، دولت واشنگتن می‌گوید حتی از خود کی یف هم بهتر می‌داند که روس‌ها قصد حمله دارند!

همچنین، تفکر مبتنی بر جنگ سرد مانع از دیدن فرصت‌های همکاری و پیش داوری درباره هر پیشنهادی می‌شود. در بحران اوکراین هم آمریکا و ناتو، پیشنهادهای روسیه را که مبتنی بر اصل «تفکیک ناپذیری امنیت» است نادیده می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا با قراردادن مسکو در دو راهی جنگ ناخواسته و مذاکره، به جای پاسخگویی به دغدغه‌های موجود، قدرت چانه زنی خود را پشت میز مذاکره بالا ببرند.

ناگفته نماند که طبق اصل تفکیک ناپذیری امنیت که مورد تائید سازمان امنیت و همکاری اروپا هم هست، هیچیک از اعضا حق ندارد که امنیت خود را به قیمت ناامن کردن سایر اعضا تأمین کند. با باور به این اصل، گلایه مسکو بابت اینکه توسعه ناتو به سمت شرق و استقرار نیروها و تسلیحات پیمان آتلانتیک شمالی در مرزهای روسیه، مخل امنیت این کشور و مغایر با اصل احترام به تمامیت ارضی آن است، کاملاً توجیه پذیر خواهد بود.

البته، آمریکا و شرکای ناتو هم اینگونه استدلال می‌کنند که تجمع نیروهای روس در امتداد مرز اوکراین تهدیدی علیه حق حاکمیت دولت کی یف است. در پاسخ به این اتهام هم روسیه می‌گوید که این صف آرایی جنبه دفاعی دارد و ناشی از به تعویق انداختن عامدانه پیشنهاد مسکو برای صحبت درباره تضمین‌های امنیتی است.

از سوی دیگر، تفکر مبتنی بر جنگ سرد، در کنار تشدید رقابت در عرصه‌های اقتصادی و فناوری، به افزایش رزمایش‌های نظامی و توسعه جنگ افزاهای فضایی و سایبری هم منجر می‌شود. آزمایش موفق موشک ابرفراصوت زیرکان در آذر امسال که با اظهارات پیروزمندانه ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و البته، ابراز نگرانی مقامات نظامی آمریکا مبنی بر عقب ماندن در این عرصه همراه بود، مثال خوبی در این زمینه است.

نشانه‌های جنگ سرد پیش از بحران اوکراین

البته شاید بحران اوکراین شکل متبلوری از نوستالژی آمریکا برای احیای جنگ سرد باشد، اما همانطور که پیشتر گفته شد، نشانه‌های آغاز این روند از مدت‌ها پیش قابل تشخیص بود. در بهمن ۱۳۹۹، بعد از آنکه «ینس استولتنبرگ» دبیرکل ناتو تاکید کرد که مفهوم راهبردی تعیین شده در سال ۲۰۱۰ دیگر کارایی ندارد و باید با توجه به موضع ناتو در خصوص قدرت یابی چین و روابط وخیم با روسیه به روز رسانی شود، دولت پکن این اظهارات را یادآور تفکر جنگ سرد تلقی کرد.

تمامی مثال‌هایی که قبلاً درباره بحران اوکراین به آنها اشاره کردیم، به نوع دیگری در رابطه واشنگتن-پکن برقرار بوده است ازجمله متهم کردن پکن به ارعاب تایوان که در اصل بخشی جدایی ناپذیر از چین است، جایگزین کردن دشمنی به جای همکاری درست مانند آنچه که بعد از همه گیری کووید ۱۹ شاهد بودیم و در نهایت، نگرانی از اینکه مبادا چین موشک مافوق صوت آزمایش کرده باشد و حتی احساس نیاز واشنگتن برای به روزرسانی نیروی دریایی آمریکا.

گزارش خطا
نظرشما
captcha