به گزارش آرانیوز، روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «ما در دنیایی زندگی میکنیم که حقوق بینالملل در خدمت قدرتهای بزرگ است و از آن استفاده میکنند. این منطق حاکم بر نظام بینالملل است...باید... هرچه سریعتر به سازوکاری برای مذاکره مستقیم با آمریکا دست پیدا کرد.»
در ادامه این مطلب آمده است: «به نظر میرسد جمهوری اسلامی اگر به دنبال تضمینی برای بقای برجام است این تضمین باید در دل رفع تحریمها به دست بیاید یعنی در مدتی که از ریاستجمهوری جو بایدن باقی مانده است در این مدت چنان ایران بتواند پیوندهای اقتصادی خودش را با اروپا و آمریکا گسترش بدهد که هزینههای خروج از برجام افزایش پیدا کند. این میتواند مهمترین تضمین باشد. بحث اینکه بخواهیم از آمریکا تضمین بگیریم که از برجام خارج نشوند حتی اگر هم امضا کنند که خارج نمیشوند نمیتوانند دولت بعدی آمریکا را متعهد به اجرای این تضمین کنند. هزینههای خروج از برجام را باید افزایش دهیم.»

جریان تندروی اصلاح طلب، خوی سلطه گری و دیکتاتوری آمریکا را با تعابیری همچون «نظم موجود بین المللی» و «استانداردهای بین المللی» بزک میکنند و علیرغم اذعان به رکودشکنی آمریکا و اروپا در پولشویی و حمایت از تروریسم، مدعی هستند که ایران باید از سلطه گری آمریکا تبعیت کرده و رفتار خود را با آن تنظیم کند!
هر وقت دیپلماسی ایران در منطقه فعال شده و ارتباط با جهان تنها به سه چهار کشور غربی خلاصه نمی شود، داد و فریاد افراطیون اصلاح طلب بلند می شود. به عبارت دیگر، هر وقت چاقوی تحریم کُند شده و خنثی سازی تحریم به صورت جدی دنبال می شود و همه امور به مذاکره با غرب خلاصه نمی شود، جریان تندروی اصلاح طلب به این رویکرد اعتراض کرده و آن را مورد هجمه قرار می دهند.
در ماههای اخیر جریان اصلاح طلب به دفعات پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرده است. این در حالی است که این پیشنهاد به صورت تمام و کمال در دولت روحانی اجرا شد و نتایج آن نیز مشاهده شد. اگر قرار بود مذاکره مستقیم با آمریکا، به فتح الفتوحی عظیم بینجامد، قطعا این اتفاق در دولت روحانی رخ می داد.
«نیک برایانت» نویسنده و تحلیلگر در بخشی از کتاب «وقتی آمریکا از بزرگ بودن باز ایستاد؛ تاریخچهای از حال» که به تازگی منتشر شده، نوشته است: «ما اکنون درگیر جنگ داخلی بزرگی هستیم... وقتی چهلوششمین رئیسجمهور آمریکا (جو بایدن) میخواست قدرت را به دست بگیرد، سؤال طرح شده توسط شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا (آبراهام لینکلن) همچنان مناسب به نظر میرسید: «این کشور میتواند برای مدت طولانی دوام بیاورد؟»... ایالات متحده آمریکا نهتنها فاصله زیادی تا گرد هم آمدن دارد، که در وضعیت بدتری از لحاظ از همگسیختگی است. گاهی اینطور احساس میشود که تنها چیزی که ملت را متحد میکند، نفرت مشترک است. به نظر میآید آمریکا مشغول جنگ ابدی با خودش است».
«فرانسیس فوکویاما» نظریهپرداز مشهور آمریکایی نیز -۲۰ دی ۱۴۰۰ - در مقالهای در نیویورکتایمز نوشته بود: «وضع فعلی...حاکی از کاهش چشمگیر قدرت و نفوذ جهانی آمریکاست... الگوی آمریکایی مدتی است که رو به انحطاط رفته است... بزرگترین ضعف امروز آمریکا ناشی از اختلافات و تفرقه داخلی است». فوکویاما همچنین- شهریور ۱۴۰۰- در مقالهای اذعان کرده بود: «چالش بسیار بزرگتر برای جایگاه جهانی آمریکا، داخلی است، جامعه آمریکا عمیقاً دوقطبی شده و تقریباً نمیتوان در مورد هیچ چیزی اجماع یافت.»
در حال حاضر هیمنه پوشالی آمریکا روز به روز بیشتر فرو میریزد و تحلیلگران و اندیشکدههای غربی نیز با استناد به شواهد غیرقابل انکار، صراحتا اعتراف کردهاند که آمریکا در گِل مانده و هر روز بیشتر در باتلاق خودساخته فرو میرود.
با اینحال فعالین و رسانه های اصلاح طلب همچنان اصرار دارند تا با کوتاه کردن دیوار استکبارستیزی، آمریکا را بزک کرده و گشایش اقتصادی را در گروی مذاکره و توافق با آمریکا جا بزنند.