اگر نمایندگان جمهوریخواه و دمکراتهای همفکر آنان را درنظر بگیریم که تعدادشان کم هم نیست، به این نتیجه میرسیم که تقریبا اکثریت کنگره مخالف روند کنونی مذاکرات هستهای در وین هستند. 
به گزارش آرانیوز، در شرایطی که گفتوگوهای هستهای در وین در حساسترین مقطع خود قرار گرفته و ناظران معتقدند راهی تا احیای توافق هستهای ۲۰۱۵ باقی نمانده، اما بهنظر میرسد موضوع ارائه تضمین از سوی آمریکا که از ابتدای مذاکرات در وین یکی از مهمترین مطالبات جمهوریاسلامی ایران بوده، همچنان با گرههایی همراه است؛ چالشی که ارائه «بیانیه سیاسی» ازسوی کنگره آمریکا، یکی از راهکارهای ایران برای گرهگشایی از گفتوگوهاست.
برهمین اساس هم بود که وزیر امورخارجه کشورمان چند روز قبل در گفتوگو با «فایننشالتایمز» پیشنهاد کرد که کنگره آمریکا در مورد تعهد خود به توافق هستهای با تهران «بیانیه سیاسی» ارائه کند؛ موضوعی که فواد ایزدی، تحلیلگر مسائل آمریکا و دانشیار گروه مطالعات آمریکا در دانشکده «مطالعات جهان» دانشگاه تهران نیز آن را تأیید میکند و معتقد است پیشنهاد وزیر امورخارجه کشورمان «بسیار دقیق» و «هوشمندانه» است. وی بر این اعتقاد است که این راهکار باید پیگیری شود تا درنهایت مشخص شود که طرف آمریکایی تا چه میزان به اجرای تعهدات برجامی خود پایبند میماند.
گفتوگوی همشهری با ایزدی را در ادامه میخوانید:
در شرایط کنونی مذاکرات در وین، اصولا پیشنهاد صدور بیانیه سیاسی ازسوی کنگره آمریکا تا چه میزان میتواند راهگشای چالش «ارائه تضمین» باشد؟
برای ارائه پاسخ دقیق به این سؤال، باید پیش از هرچیز به بررسی ساختار سیاسی آمریکا بپردازیم. ساختار حکمرانی در این کشور با بسیاری از کشورها ازجمله ایران متفاوت است. در قانوناساسی این کشور فصل اول مربوط به کنگره است و در فصل دوم به مباحث ریاستجمهوری پرداخته شده است.
در این ساختار قدرت کنگره بهعنوان قوه مقننه، فراتر از رئیسجمهور و قوه مجریه است؛ نوعی طراحی که برای چرایی آن باید به تاریخ این کشور و سیستم فدرالی حاکم بر آن رجوع کرد و مهمترین دلیل آن هم این است که قانونگذاران اولیه این کشور، تمایلی به تجمیع قدرت زیاد در دست یک فرد و یک قوه نداشتند؛ چراکه احساس میکردند هم باید استقلال ایالتها حفظ شود و هم اینکه درنهایت «حرف اول» در کنگره زده شود.
براین اساس مسیر سیاستگذاری اینگونه طراحی شدهاست که دولت واقعا مجری دستورات کنگره است. برعکس برخی کشورها که قوه مقننه ضعیف است، در آمریکا کنگره قدرت زیادی در تصمیمسازی دارد. با توجه به این موضوع صدور بیانیه سیاسی ازسوی کنگره در حمایت از احیای توافق هستهای ۲۰۱۵ میتواند تضمین هوشمندانهای باشد برای محک زدن میزان جدیت آمریکاییها در اجرای تعهدات برجامیشان.
چرا آمریکاییها از ارائه چنین تضمینهایی به جمهوریاسلامی ایران در جریان مذاکرات وین طفره میروند؟
مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که ما با افرادی درحال مذاکره هستیم که حرفها و مذاکراتشان اصولا مورد تأیید اکثریت کنگره نیست. اگر نمایندگان جمهوریخواه و دمکراتهای همفکر آنان را درنظر بگیریم که تعدادشان کم هم نیست، به این نتیجه میرسیم که تقریبا اکثریت کنگره مخالف روند کنونی مذاکرات هستهای در وین هستند.
براین اساس حتی مشخص نیست که رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران که ریاست تیم آمریکایی حاضر در وین را برعهده دارد، تا چه اندازه تصمیمسازان آمریکا را نمایندگی میکند و فراتر از آن اصلا تا چه میزان در دولت بایدن از پشتوانه فکری برخوردار است.
تغییرات اخیر در تیم مذاکرهکننده این کشور در وین و خروج افرادی مانند «نفیو» از این ترکیب، نشان داد فعالیتها و اقدامهای رابرت مالی حتی در ساختار قوه مجریه نیز از عقبه چندان محکمی برخوردار نبوده و مورد تأیید حداقل بخشی از این ساختار نیست؛ بنابراین اصولا مشخص نیست مالی تا چه میزان حاکمیت آمریکا را نمایندگی میکند و تا چه حد میتوان روی اقدامها و قولهای این تیم حساب باز کرد.
تا چه اندازه میتوان به پذیرش راهکار ایران مبنی بر صدور بیانیه سیاسی از سوی کنگره آمریکا امیدوار بود؟
با توجه به شرایطی که تشریح شد، به این نتیجه میرسیم که حرفهایی که میزنند به هیچوجه قابل اعتماد نیست و با درنظر گرفتن اختلافهای درونی کنونی، حتی موضوع فراتر از داستان بیاعتمادی به آمریکاست. اکنون بیاعتمادی به آمریکاییها باید بیشتر باشد؛ چراکه بهنظر میرسد مذاکرهکنندگان آنها کل حاکمیت را نمایندگی نمیکنند و این موضوع به افزایش بیاعتمادی به آنها دامن میزند.