کد خبر: ۱۳۱۳۸۸
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۵
در قلب قاهره قدیم، ماه گذشته یکی از طولانی‌ترین شکاف‌های سیاسی خاورمیانه به‌طور علنی در حال پایان یافتن بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در حالی که مقامات مصری در کنارش بودند، در بازار تاریخی خان‌الخلیلی قدم زد، در مسجد الحسین نماز خواند و در رستوران معروف «نجیب محفوظ» با وزیران خارجه پیشین مصر شام خورد. عراقچی در جریان سفرش، بدون ابهام اعلام کرد که روابط ایران و مصر «وارد مرحله‌ای جدید شده است.»

آشتی در قلب قاهره قدیم؛ آخرین مانع در راه توافق تاریخی ایران و مصر برداشته شد؟

به گزارش آرانیوز، در قلب قاهره قدیم، ماه گذشته یکی از طولانی‌ترین شکاف‌های سیاسی خاورمیانه به‌طور علنی در حال پایان یافتن بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در حالی که مقامات مصری در کنارش بودند، در بازار تاریخی خان‌الخلیلی قدم زد، در مسجد الحسین نماز خواند و در رستوران معروف «نجیب محفوظ» با وزیران خارجه پیشین مصر شام خورد. عراقچی در جریان سفرش، بدون ابهام اعلام کرد که روابط ایران و مصر «وارد مرحله‌ای جدید شده است».

 

 

نشانه‌ای از یک تغییر بزرگ 

این سفر، صرفاً یک اقدام دیپلماتیک معمول نبود، بلکه نشانه‌ای از یک تغییر احتمالی و مهم در روابط دو قدرت خاورمیانه‌ای بود؛ قدرت‌هایی که اکنون در اثر بحران‌های مشترک به هم نزدیک شده‌اند.

41_2025-638845604577956081-795

به نوشته ریسپانسبل استیت‌کرفت، شکاف میان دو کشور از سال ۱۹۷۹ آغاز شد، وقتی پس از آن‌که انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر، توافق‌نامه کمپ دیوید با اسرائیل را امضا کرد، توافقی که از نگاه تهران خیانت به آرمان فلسطین بود، رهبران انقلابی ایران روابط دیپلماتیک با مصر را قطع کردند. این گسست عمیق‌تر شد وقتی قاهره به محمدرضا شاه پهلوی، پادشاه برکنار‌شده ایران که به‌تازگی با انقلاب مردمی سرنگون شده بود، پناه داد. شاه در سال ۱۹۸۰ در مصر درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

در طول جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)، حمایت تسلیحاتی مصر از رژیم صدام حسین، نگاه خصمانه تهران به قاهره را تثبیت کرد. در دهه‌های بعد، روابط دیپلماتیک همچنان منجمد باقی ماند و تلاش‌های پراکنده برای گفت‌وگو، اغلب بی‌نتیجه ماند.

حرکتی معنادار و نمادین

در این بستر از رنجش‌های انباشته، تغییر نام اخیر خیابان «خالد اسلامبولی» از سوی تهران، حرکتی به‌شدت معنادار بود. این خیابان به افتخار عامل اصلی ترور انور سادات در سال ۱۹۸۱ نام‌گذاری شده بود؛ کسی که ایران پس از اعدامش، او را «شهید» خوانده بود. اما حالا نام این خیابان به «خیابان حسن نصرالله» تغییر یافته. این تغییر، رنجش تاریخی مصر را اصلاح کرده و اقدامی نمادین برای آشتی محسوب می‌شود.

عراقچی چند هفته پیش این تغییر را «آخرین مانع» در مسیر عادی‌سازی روابط دانسته بود. استقبال سریع و آشکار قاهره از این اقدام با بیانیه‌ای از سوی تمیم خلف، سخنگوی وزارت خارجه مصر، که آن را «گامی مثبت» توصیف کرد که «کمک می‌کند امور به مسیر درست بازگردد»، نشان داد مصر آماده بستن پرونده گذشته است.

 

pp-1-jpg-cover-jpg

در نشست‌های طولانی با رئیس‌جمهور عبدالفتاح السیسی و وزیر خارجه بدر عبدالعاطی در ماه ژوئن، عراقچی اظهار داشت: «اعتماد میان قاهره و تهران هیچ‌گاه به این میزان بالا نبوده است.» دستاورد ملموس این دیدارها، توافقی برای برقراری مشورت‌های سیاسی منظم در سطح زیر وزارتی بود، رابطه‌ای ساختارمند که از سال ۱۹۷۹ وجود نداشت.

نکته مهم آن است که عبدالعاطی این دیدار را نه هم‌سویی بی‌قید و شرط، بلکه ضرورتی عمل‌گرایانه معرفی کرد. او گفت: «با در نظر گرفتن دغدغه‌ها و دیدگاه‌های هر دو طرف، تمایل متقابلی برای توسعه روابط وجود دارد».

محاسبات واقع‌بینانه

این تنش‌زدایی، بیشتر از آن‌که از سر دوستی تازه باشد، حاصل محاسبات واقع‌بینانه در میان بحران‌هایی در حال ظهور و تلاقی است. نخست، حملات حوثی‌ها به کشتیرانی در دریای سرخ که با شعار همبستگی با فلسطینی‌ها در غزه انجام می‌شود اما با حمایت تسلیحاتی و آموزشی ایران ممکن شده، ضربه‌ای شدید به اقتصاد مصر زده است. میلیاردها دلار از درآمدهای کانال سوئز از دست رفته، چرا که مسیر کشتی‌رانی به‌ناچار به دور قاره آفریقا منحرف شده است.

در حالی که عباس عراقچی در اظهارات علنی، نقش مستقیم ایران در کنترل حوثی‌های یمن را کم‌اهمیت جلوه داد و تأکید کرد که «یمن خودش تصمیم می‌گیرد»، قاهره به‌شدت نیازمند نفوذ تهران برای بازگرداندن امنیت دریایی است. تأکید صریح وزیر خارجه مصر، بدر عبدالعاطی، بر «حفاظت از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ» در تماس تلفنی ماه مارس با عراقچی، اولویت حیاتی مصر در این زمینه را برجسته می‌کند. اگرچه حوثی‌های یمن از نظر عملیاتی استقلال دارند، حمایت ایران از این گروه به‌خوبی مستند شده است. رهبران مصر نیز محاسبه کرده‌اند که تهران می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر حوثی‌ها اعمال کند.

برای ایران، که در پی حملات اخیر اسرائیل و ایالات متحده به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای‌اش آسیب دیده، عادی‌سازی روابط با مصر، قلب فرهنگی جهان عرب و متحدی مهم برای آمریکا، فرصتی برای تثبیت مشروعیت منطقه‌ای و گسترش گزینه‌های دیپلماتیک محسوب می‌شود. این تلاش اکنون فوریت بیشتری یافته، چرا که محور سنتی «مقاومت» ایران در حال فروپاشی است. حزب‌الله در لبنان زیر فشار است، حماس در غزه تحت محاصره قرار دارد، و بشار اسد در سوریه سرنگون شده است.

تحولات کلان منطقه‌ای نیز زمینه را برای عادی‌سازی روابط ایران و مصر فراهم‌تر کرده‌اند. میانجی‌گری چین در سال ۲۰۲۳ برای آشتی ایران و عربستان، یکی از موانع اصلی را از میان برداشت. با بازگشت روابط ریاض و تهران، قاهره بدون ترس از رنجاندن حامیان مالی قدرتمند خود در خلیج فارس، آزادی بیشتری برای تعامل با ایران یافت.

این آزادی دیپلماتیک تازه، با واقعیت تلخ جنگ داخلی سودان شتاب بیشتری گرفته است. در این جنگ، ارتش سودان (SAF)، متحد دیرین مصر در جستجوی حمایت نظامی، به‌طور غافلگیرکننده‌ای روابط خود با ایران را از سر گرفته است. از آن‌جا که مصر نیز یکی از پشتیبانان اصلی ارتش سودان است، اکنون قاهره و تهران در مجاورت مرز جنوبی مصر، متحدی مشترک در یک میدان نبرد دارند. وضعیتی که به‌طور غیرمنتظره‌ای، منافع مشترک جدیدی برای دو کشور ایجاد کرده است.

این بازآرایی‌های منطقه‌ای، همراه با درد اقتصادی مشترک، بحران بدهی مصر و تحریم‌های سنگین علیه ایران، زمینه‌ای ملموس برای همکاری در حوزه تجارت و گردشگری مذهبی (به‌ویژه سفر ایرانیان به اماکن شیعی در مصر) فراهم کرده است.

علاوه بر این، حمله ۱۲روزه اسرائیل به ایران، همکاری قاهره و تهران را تشدید کرد. 

این حمله برای هر دو کشور بحران‌هایی موازی ایجاد کرد: برای ایران، حملات اسرائیل با کمک ایالات متحده به زیرساخت‌های دفاعی و هسته‌ای آسیب رساند، حاکمیت ملی‌اش را نقض نمود و روند مذاکرات هسته‌ای را از مسیر خارج کرد. در همان زمان، مصر از لحاظ امنیت انرژی آسیب دید، چرا که میدان‌های گازی تحت کنترل اسرائیل، که ۱۵ تا ۲۰ درصد نیاز مصر را تأمین می‌کردند، تعطیل شدند. این موضوع مصر را مجبور به اقدامات اضطراری کرد و ترس از خاموشی‌های سراسری را برانگیخت، آسیب‌پذیری مشترکی که در بستر این بحران‌ها نمایان شد.

میانجی جدید

این حملات، نقش میانجی‌گرانه مصر را نیز پررنگ‌تر کرد و به نزدیکی بیشتر تهران و قاهره انجامید. تماس نیمه‌شب السیسی با رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان تنها چند ساعت پیش از حملات آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران که در آن رئیس‌جمهور مصر، تشدید تنش توسط اسرائیل را محکوم کرد، جایگاه ویژه قاهره را در این بحران نشان داد.

ایران مصر

پس از آن، وزیر خارجه مصر فعالیت دیپلماتیک گسترده‌ای آغاز کرده و با عمان (که میانجی مذاکرات ایران و آمریکا بوده)، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، استیو ویتکاف، و مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رافائل گروسی، رایزنی‌هایی انجام داده، با این امید که مذاکرات هسته‌ای دوباره از سر گرفته شود.

با وجود روند رو به جلو در روابط، اعتماد کامل دیپلماتیک همچنان تحت‌فشار شکاف‌های ساختاری باقی مانده است. جهت‌گیری غرب‌گرایانه مصر که بر کمک‌های نظامی آمریکا و پیمان ۴۶ ساله‌اش با اسرائیل استوار است با روحیه انقلابی جمهوری اسلامی ایران در تضاد است. دشمنی با ایالات متحده (که بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی آن را «شیطان بزرگ» می‌نامیدند) همچنان یکی از ارکان هرچند انعطاف‌پذیر، سیاست خارجی ایران باقی مانده است.

برای قاهره، رابطه با اسرائیل امری غیرقابل‌مذاکره است؛ هم از نظر راهبردی و هم از منظر بقا. اسرائیل نه‌تنها یک تأمین‌کننده حیاتی انرژی برای مصر است، بلکه شریک غیرقابل‌جایگزینی در مذاکرات آتش‌بس غزه نیز به شمار می‌آید؛ مذاکراتی که هدفشان پایان‌دادن به جنگی خونین در مرز سینای مصر است. از سوی دیگر، موضع ضدغربی ایران پس از مجموعه‌ای از اقدامات تهاجمی اسرائیل تشدید شده است.

آنچه این شکاف را عمیق‌تر می‌کند، حمایت ایران از حماس است. گروهی که اسرائیل نزدیک به دو سال است در غزه با آن می‌جنگد. این حمایت نه فقط یک مانع سیاسی، بلکه یک مانع ساختاری محسوب می‌شود. مصر، افزون بر ایفای نقش کلیدی در میانجی‌گری بحران غزه، خود نیز ذی‌نفعی مهم با منافع حساس امنیت ملی است. اهداف اصلی قاهره عبارت‌اند از تضمین آتش‌بس، ایجاد یک نهاد حکومتی در غزه پس از جنگ، و مهم‌تر از همه، جلوگیری از ورود گسترده پناه‌جویان فلسطینی به شبه‌جزیره سینا.

اما این اهداف مصر با مواضع علنی ایران در حمایت از حماس به‌شدت در تضاد قرار دارد. از دید قاهره، حماس نه شریک بلکه تهدیدی جدی برای امنیت است. مصر این گروه را شاخه‌ای خصمانه از دشمن اصلی داخلی خود، یعنی اخوان‌المسلمین می‌داند، و سال‌هاست آن را به شعله‌ور ساختن شورش‌های اسلام‌گرایانه در شبه‌جزیره سینا متهم می‌کند. این خصومت ریشه‌دار، با موضع رسمی تهران آشتی‌ناپذیر است. 

به نظر می‌رسد که دو کشور به‌زودی سطح روابط خود را از دفاتر سطح پایین کنونی به سفارت‌خانه‌های کامل ارتقاء دهند، روابط اقتصادی را گسترش دهند، و کانال‌های دیپلماتیک را در مسائل حساس مانند بحران دریای سرخ و مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا فعال نگه دارند. با این حال، این رابطه در ذات خود مبتنی بر معامله باقی خواهد ماند و همواره تحت محدودیت رقابت منافع ملی دو طرف قرار خواهد داشت.

نظرشما
پربازدیدها
آخرین اخبار